نمایش پستها با برچسب صادق هدایت. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب صادق هدایت. نمایش همه پستها
۱۳۹۱ فروردین ۱۲, شنبه
۱۳۹۱ فروردین ۱۰, پنجشنبه
۱۳۹۱ فروردین ۹, چهارشنبه
بوف کور نسخۀ چاپخانۀ سپهر 1351
شبها وقتی که واردخانه میشدم او هنوز نیامده بود، نمیدانستم که آمده است یا نه! اصلا نمیخواستم که بدانم. چون من محکوم به تنهایی، محکوم به مرگ بودم. خواستم بهر وسیلهای شده با فاسقهای او رابطه پیدا بکنم.این را دیگر کسی باور نخواهد کرد. از هرکسی که شنیده بودم خوشش میآمد کشیک میکشیدم؛ میرفتم هزارجور خفتو مذلت به خودم هموار میکردم، با آن شخص آشنا میشدم، تملقش را میگفتم و او را برایش غر میزدم و میآوردم؛ آنهم چه فاسقهایی: سیرابیفروش، فقیه، جگرکی، رییسداروغه، مقنی، سوداگر، فیلسوف، که اسمها و القابشان فرق میکرد، ولی همه شاگرد کلهپز بودند. همۀ آنها را به من ترجیح میداد.
بوف کور نسخۀ چاپخانۀ سپهر ۱۳۵۱ - از وبسایت ایران تاریخ آقای امیر حسین خنجی.
برای دریافت روی عکس کلیک کنید.
اشتراک در:
پستها (Atom)

